Daftar Yaddasht

24.5.07

مربوط به خدمات اجتماعی

یکی از بچه ها برای پست قبلی یه کامنت به ایمیلم فرستاده بود که فکر کردم بد نباشه همراه جوابش اینجا ثبتش کنم؛
"
از موضع جالبی به موضوع نگاه کردی که به نوعی شبیه ایده منه.يه ايده ای که چند وقته ذهنمو مشغول کرده و بعد از جایزه نوبل محمد يونس بنگلادشی به فکرم رسيد؛
يه خورده دقت کنی می بينی که اکثر منابع درآمدی خيريه ها و... از محل کمکای مردمی تامین می شه.اما تصور کن یه موسسه غیر انتفاعی رو که به معنای واقعی کارش تجارته، یعنی کسب درآمد از طریق ارائه کالا و خدمات و خوب البته درگیر رقابت بازار.تنها تفاوت این موسسه با یک بنگاه تجاری در نحوه مصرف کردن درآمده، که صد در صد صرف خود خیریه می شه. منظورم اینه که یه خیریه می تونه علاوه بر دریافت کمک دولتی و مردمی، خودش با انجام فعالیت کاملاً تجاری ولی غیر انتفاعی تولید درآمد کنه و از این طریق اشتغال هم به وجود بیاره.مثلا یه کارگاه پوشاک بچگونه، یه فروشگاه لباس صد در صد تجاری و صد در صد غیر انتفاعی؛
برگردم به موضوعی که گفتی، این موسسه می تونه سیستمی رو طراحی کنه که همین آدمای تنبل برای دریافت کمک، باید کار کنن، و حقوق بیشتر از تخصصشون رو بگیرن، چون درآمد مجموعه ای که براش کار می کنن، عملاً برای خودشونه و باید خرج خودشون بشه.البته موسسه هایی شبیه این الان هستن، مثلا خود آکسفم یه جورایی با فروش اجناس تولید درآمد می کنه، اما من حرف اینه که یه بنگاه تجاری تخصصی با کاربری جدید صد در صد غیر انتفاعی) و کارآفرین تمام وقت تولید درآمد کنه؛)
"

من نوشتم؛
"
ايده راه‌اندازي يك چنين موسسه‌اي به نظر من هم فوق‌العاده است. و خيلي وقتا به اين فكر مي كنم كه چرا اين اتفاق نمي‌ٰافته. شايد براي اين كار مثل هر چيز ديگه اي دلايل متعددي وجود داشته باشه كه مرتبط به سياست‌هاي اون سازمان ميشه، اما دم دستي ترين دليلي كه به ذهن خودم ميرسه اينه كه تبديل يك خيريه به يك موسسه توليدي حتي اگر سود اون مستقيم توي جيب همون آدمها بره مستلزم يك سري فعاليت‌هاي اضافه است، معمولا همونطور كه گفتم از اونجايي كه چنين اقداماتي بيشتر جنبه تبليغ و خوش‌نامي داره آدمها و يا موسسات ترجيح ميدن با درد سر كمتري خروجي بيشتري داشته باشن، همين توليد پوشاكي رو كه مثال زدي ، فكرش رو بكن چقدر نياز به مديريت و هماهنگي و بازاريابي و صرف انرژي و خلاقيت و خيلي چيزهاي ديگه داره، فكر ميكني سازمان‌ها انقدر دلسوز هستن كه به خاطر توانمند شدن چند تا آدم وجهه خودشون رو از دست بدن؟ يا اينكه راه طولاني تري رو براي به دست آوردن اعتباري كه به همين شكل هم دارن، طي كنن؟ من فكر ميكنم يكي از تفاوت هاي ان جي او و خيريه در همين باشه كه ان جي او ها حداقل ظاهرا تلاش بيشتري در اين جهت ميكنن و البته خيلي وقتها هم موفق هستند اما ميبيني كه بخاطر سخت تر بودن شرايط آدم‌هاي كمتري رو تحت پوشش دارن و معمولا رويكرد متفاوت تري نسبت به مقوله فقر دارن؛
"

آدم از هر طرف که به این قضیه نگاه میکنه باز میبینه که یه چیزایی با هم جور در نمیاد؛ و برای خیلی از سوال ها جواب قانع کننده ای پیدا نمیکنه؛

2 Comments:

  • به به. بالاخره داری کم کم آن لاین می شی! بابا میس یو.
    رفته بودم ایروان بگردم. جات خیلی خالی بود. قرار بود با هانیتا بریم که کاری براش پیش اومد و نتونست. خیلی جای خوبیه. حالا بیشتر می نویسم.
    بعد هم راجع به این پست و پست قبلی ایت باید بگردم یکی از داستان های کتاب های داستان های خوب برای بچه های خوب رو پیدا کنم و برای بفرستم.
    حال خودت خوبه؟ رو به راهی؟
    ولی این موضوع خیلی جای بحث داره. حتما راه حل منطقی پیدا می شه. من هم موافقم. موفق باشی عزیزم.

    By Anonymous ماندانا, At 5/29/2007 1:57 pm  

  • سلام سميرا
    سال 82 بود . ايده آلودگي نوري را در بين طرفداران محيط زيست مطرح كردم. اما بازخورد خوبي براي شروع نديدم. اما من شروع كردم. با 7 نفر. 2 تا ساراها باقري و سجادي.پرهام. اردلان.و بقيشونم منيادم نمي‌ياد.چند ماه از شروع گذشت و من احساس كردم اينجوري فايده نداره و كاراي ما يه جورايي كلاسه بندي و نظم نداره. با پرس و جو از اين ور و اون ور تو رو معرفي كردن. و الحق كه به نظرم بهترين كس بودي. هميشه وقتي با خومدم كارم و پيش مي‌كردم نمي‌تونستم نقش تو رو ناديده بگيرم بلكه همه ارزيابيم به وجود تو بر مي‌گشت.توان تشكر از تورو ندارم كه زحمتايي كه كشيدي با هيچ چيز جبران نمي شه. مي‌خواستم بگم كه تا حالا 32 نفر با گروه همكاري داشتند كه آخرين نفر آقاي مصطفي رحماندوست شاعر كودكان هست كه با هم روي همون كتاب باب داريم كار م‘‌منيم(آلودگي نوري) مترجم و شاعرش ژيدا شده و مراحل ترجمه را داره طي مي‌كنه. فقط شما بي زحمت اجازه چاپش و ار باب بگير. ممنونم
    حامد ميرزاخليل

    By Anonymous Anonymous, At 5/30/2007 1:01 pm  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]



<< Home